|
خودآزمایی ص 5
1. چون این کاررا از سال اوّل زندگی به طور طبیعی فرا می گیریم، فکر می کنیم که استفاده از زبان آسان است.
2. الف) به دلیل پیچیدگی و گستردگی بیش از حدّ آن ب) دلیل دیگر این است که ما می پنداریم چون طرز استفاده از زبان را می دانیم، پس خود آن را هم می شناسیم و سعی در شناخت زبان را بیهوده می دانیم.
3. سیمرغ، دیو، هما، اژدها
4.کیوی، کامپیوتر، تلفن همراه (موبایل)
5. خیر، این موضوع مثل آن است که ما به سادگی راه می رویم امّا فرآیند راه رفتن (چگونگی حفظ تعادل و فرمان های مغز) را نمی شناسیم.از زبان نیز استفاده می کنیم، حال آن که شناخت زبان موضوعی متفاوت است. گاهی اوقات با پرسش هایی روبه رو می شویم که پاسخ دادن به آن ها در گرو شناخت زبان است. مثلاً اگر کسی بپرسد که چرا حرف زدن را خود یاد می گیریم ولی نوشتن را باید در مدرسه بیاموزیم به شرطی می توانیم به او پاسخ دهیم که به شناخت زبان مجهّز باشیم.
6. زبان، نظام، ایجاد ارتباط و پیام رسانی ، انسان
7. برای دوستان نامه می نویسیم، کتاب می خوانیم، سخنرانی می کنیم، فیلم می بینیم، شعر می سراییم.
خودآزمایی ص 11
1. جمله
نهاد گزاره
علمای بزرگ دایم لشکرگاه رفت و آمد داشتند.
غزّالی از برخورد با آن ها بهره ها می یافت.
ـــ با بعضی از آنها مناظره می نمود.
ـــ شاید از بسیاری از آن ها استفاده کرد.
این آشنایی با علمای مختلف نام و آوازه ی او را بلند می کرد.
خواجه نظام الملک وی را هر روزبیش تر در خور احترام و نواخت می یافت.
2.
- فردوسی و مولوی
- شاهنامه
- کاوه
- شناسه
- نهاد
3.
- به نثر مسجّع نوشته شده است.
- جایزه ادبی را دریافت کرد .
- در قونّیه ی ترکیه مدفون است.
- محلّ پرورش استعدادهاست.
- یکی از دو بخش اصلی جمله است.
- در دانشگاه پذیرفته شد.
4. جمله
نهاد گزاره
عقاب ها برستیغ کوه آشیانه می سازند . ( َ ند)
پرندگان بلندپرواز برستیغ کوه آشیانه می سازند . ( َ ند)
عقاب برستیغ کوه آشیانه می سازد . ( َ د)
آن ها برستیغ کوه آشیانه می سازند . ( َ ند)
جمله
نهاد گزاره
پیرمرد کودکان را به خانه رساند.
پیرمرد کودکان را به خانه رساند.
پیرمرد او را به خانه رساند.
پیرمرد او را به خانه می رساند.
پیرمرد او را به خانه رسانده بود.
جمله
نهاد گزاره
انسان آگاه وظیفه اش را به خوبی انجام می دهد.
اعضای جامعه وظیفه شان را به خوبی انجام می دهند.
دانش آموز وظیفه اش را به خوبی انجام می دهد.
ما وظیفه مان را به خوبی انجام می دهیم.
همه ی اعضای خانواده وظیفه شان را به خوبی انجام می دهند.
شما وظیفه تان را به خوبی انجام می دهید.
من وظیفه ام را به خوبی انجام می دهم.
5. زبان پدیده ای فطری و ذاتی است که باعث ایجاد ارتباط بین انسان ها می شود و دارای پیچیدگی و گستردگی فراوانی است و بدون آن، انسان نمی تواند به تفکّر بپردازد و علمی به دست آورد و هم چنين نمی تواند علم و فکر خود را به دیگران منتقل کند.
خودآزمایی ص 15
1. یکی بود، یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود. یک مرد پیرمرد خارکنی بود که هر روز به بیابان می رفت و خار جمع می کرد. یک روز وقتی داشت خارها را جمع می کرد، یک دفعه چشمش به یک کوزه ی پر از اشرفی افتاد. آن را برداشت و به خانه اش رفت. شب که شد به زنش گفت: این کوزه باید مال حاکم باشد که در بیابان پنهانش کرده است، پس بهتر است آن را ببرم و به حاکم بدهم. حاکم حتماً پاداش خوبی به من می دهد. زن دید که شوهرش چه قدر ساده دل است، نیمه شب اشرفی ها را برداشت و به جای آن ها کلوخ ریخت . فردا صبح زود خارکن به جای این که به صحرا برود، به قصر حاکم رفت. به قصر که رسید متوجّه شد اشرفی ها نیست. امّا راه بازگشت هم نداشت. با ترس و لرز پیش حاکم رفت و گفت: من یک خار کن پیرم و یک گاو دارم و شیرش را با این کلوخ ها وزن می کنم و به مردم می فروشم. برای این که مطمئن باشم کم فروشی نمی کنم، می خواستم کلوخ هایم را با وزنه ی دربار آزمایش کنم و از درستی وزن آن ها خیالم راحت شود. حاکم که دید پیرمرد چه قدر درست کار است، او را تشویق کرد و یک مشت اشرفی به او داد. پیرمرد خوش حال و شاد به خانه برگشت.
- تفاوت ها: الف) در زبان گفتار ، واژگان به صورت شکسته به کار می روند؛ ولی در نوشته ی معیار، کلمات به صورت کامل کاربرد دارند. (یکی بود یکی نبود غیر خدا هیشکی نبود – یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود) ب) در زبان گفتار، سخن نظم و ترتیب ویژه ای ندارد ولی در نوشته ی معیار ، اجزای کلام از دید دستوری دارای نظم و ترتیب خاصّی است. ( اونو ورداشت و رف به خونه شون – آن را برداشت و به خانه اش رفت)
2.
الف) نقش مطبوعات در آگاهی مردم چیست؟
ب) دولت در مقابل مطبوعات چه وظیفه ای دارد؟
پ) آیا مطبوعات می تواند بر رفتارهای فردی و اجتماعی جامعه تاثیر بگذارد؟
ت) نقش مطبوعات در پیشرفت هنر و فرهنگ یک جامعه چیست؟
ث) آیا مطبوعات در برطرف کردن مشکلات اجتماعی از قبیل ترافیک و اعتیاد و ... نقشی دارند؟
3. طبق نظر شخصی دانش آموز و با استفاده از تخیّل و استفاده از آرایه ی جان بخشی به اشیا نوشته شود.
4- جمله جمله
نهاد گزاره نهاد گزاره
هیزم شکن به جنگل می رود. زبان یکی از جنبه های رازآمیز وجود انسان است.
5.« لیسانس» به جای « لیسانسيه» و «شاعر» به جای «شاعره» (بقیّه ي موارد درست است)
خودآزمایی ص20
1.
- قدر وقت را بدانیم ( جمله ی سه جزئی گذرا به مفعول)
- مدیرآموزشگاه ما را نشناخت. (جمله ی سه جزئی گذرا به مفعول )
- تجربه های بسیاری از سفر برگرفتیم. (جمله ی چهار جزئی گذرا به مفعول و متمم)
- متصدّی موزه جواني بود سی ساله. (جمله ی سه جزئی گذرا به مسند)
- زندگی چیست؟ (= چه است؟) (جمله ی سه جزئی گذرا به مسند)
- کودکان داوطلب فروش نشریه ی «نسیم شمال» می شدند. (جمله ی سه جزئی گذرا به مسند)
- پیام تبریکی به معلّم خود بنویسید. (جمله ی چهار جزئی گذرا به مفعول و متمم)
- مرغان دریایی پریده بودند. ( جمله ی دو جزئی ناگذر)
2.
- او می نشیند. ( جمله ی دو جزئی ناگذر)
- شیشه شکست. (جمله ی دو جزئی ناگذر )/ او شیشه را شکست (جمله سه جزئی گذرا به مفعول)
(شکست: از افعال دو وجهی است)
- آن ها زیبایی های طبیعت را می بینند. (جمله ی سه جزئی گذرا به مفعول)
- خیّاط لباس را می دوخت. (جمله ی سه جزئی گذرا به مفعول)
3. این سؤال با توجه به نظر شخصی دانش آموزان نوشته شود. (با توجه به شماره ی شش ، صفحه ی سیزده درس سوم) = برای نشان دادن ظاهر یک فرد از ویژگی های ظاهری مثل اعضای چهره، قد، چاقی و لاغری او صحبت می کنیم و برای توصیف حالات روحی و عاطفی فرد، به رفتار او با دیگران توجّه می کنیم.
4. سؤال، مسائل، مبدأ، لؤلؤ، نئون ، پروتئین.
خودآزمایی ص 24
1. (همه ي مابه نوشتن نيازداريم)
ما در زندگی روزانه با نزدیکان، دوستان، هم شاگردان، معلّمان و کسان دیگر به زبان ، پیام هایی را ردّ و بدل می کنیم، این پیام ها خواه حضوری، خواه تلفی، شفاهي است. در لحظاتی نیز با خود و در دل سخن می گوییم؛ که همان گفتار درونی است.
روزگاری بود که آدمیان تنها از راه پیام های زبانیِ حضوری، با یکدیگر رابطه ی کلامی برقرار می کردند. در آن روزگار، هنور خط اختراع نشده بود. در جهان معاصر نیز جامعه هایی بودند – و شاید هنوز هم باشند – که همان حال را داشتند و برای پیام رسانی کلامي تنها از گفتار استفاده می کردند. امّا در عصر ما تصوّراین که بدون بهره گیری از پیام های زبانی – نوشتاری ، بتوان چرخ زندگی اجتماعی و بین المللی را گرداند، محال است و حذف نوشته ها از زندگی ؛ یعنی حذف همه ی مکاتبات، همه ی مطبوعات، همه ی کتاب ها، همه آگهی ها، همه ی اسناد حقوقی و بازرگانی، خلاصه همه ی آن چیزهایی که در حیات مادّی و معنوی ما و حتّی در معاش عادّی روزانه ی ما تنیده شده اند. موادّی گفتاری چون صدا و سیما یا نوارهایی که روی آن ها، سخنان یا ترانه هایی ضبط شده است، نیز ابتدا نوشته می شوند و حذف نوشته، آن ها را نیز از دسترس ما خارج می سازد.
شما خود در زندگی، بارها نیاز به نوشتن را احساس کرده اید و برای یکی از دوستانتان که به قصد اقامت موقت یـا دایم، به شهر یـا کشوری دیگر نقل مکان کرده است، نامه نوشته اید. حتّی شـاید برایتان پیش آمده باشد کـه نیاز بـه درد دل پیدا کرده باشید و محرم
راز در دسترس نیافته باشید. در چنین شرایطی، اگر آن چه در ضمیر دارید ، به روی کاغذ آورید، دلتان سبک می شود و از بار غم آزاد می شوید.
بسیاری از جوانان هستند که با مکاتبه، از راه دور ، دوست می گیرند یا با شاعران و نویسندگان و مطبوعات و صدا و سیما مکاتبه می کنند و از این راه، عواطف خود را بیان می کنند یا درخواست های خود را درمیان می گذارند، مشکلات خود را مطرح می سازند یا چیزهایی می پرسند و پاسخ می خواهند. در حقیقت ، نوشتن هم به نیازهای فردی شما جواب می دهد و هم به نیازهای اجتماعی شما در حوزه های گوناگون پاسخ می دهد.
ممکن است گفته شود که بی سوادان در جوامع امروزی زندگی می کنند، بی آن که از نوشتن در رفع نیازهای فردی و اجتماعی خود کمک بگیرند. امّا نباید فراموش کرذ که آنان ، به هر حال، نیاز به نوشتن را احساس می کنند، ولی برای رفع این نیاز، از دیگران یاری می خواهند. دیگران برای آنان نامه می نویسند، فرم پر می کنند، به عنوان معتمد؛ یعنی کسی که مورد اعتماد است، صحّت ثبت اسناد معاملاتی آن ها را تصدیق می کنند و در مواردی از این قبیل، عینک سواد آور آنان می شوند.
2- هنگامی که بخواهند از مزایای صرفه جويی و پس انداز سخن گویند، معمولاً ضرب المثل « اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی» را به کار می برند.
- «گاندی» در حالی که به وطن بازگشت (1917) که شهرت خاصّ و عام یافته بود.
- برای درست نوشتن ، باید واژگان مناسب (اسم، فعل، قید و صفت) را خوب بشناسیم.
- عوامل مهم تربیت عبارتند از: خانواده، مدرسه ، اجتماع، کتاب و ... .
- دکتر « محمد معین» با سه زبان زنده ی دنیا (عربی، فرانسه و انگلیسی) آشنایی داشت. به چهار زبان باستانی (پهلوی، فارسی باستان، اوستا و سنسکریت) نیز مسلّط بود و در دستور زبان و لغت فارسی نظیر نداشت. از این جا در می یابیم که او چه پایگاه علمی و ادبی داشته است.
- چند دکّان کوچک نانوایی، قصّابی، عطّاری، دو قهوه خانه و یک سلمانی و ... مجموعه ی شهر را تشکیل می داد.
3. کاربرد قلّاب [ ] : الف) مطالبی که جزء اصلی کلام نباشد: - آمده ای مداین چه کنی؟ - سلمان: استانداری [قهقهه ی شدید، موزيك شاد]
ب) در تصحیح متون ،کلمات الحاقی یا توضیحات احتمالی در قلّاب گذاشته می شود:
گفت: من مردی طرّارم، [تو] این زر به من امانت دادی.
پ) دستورهاي اجرايي نمايش نامه ها:
رضا [با عصبانیّت] فکر می کنید می توانید موفّق شوید؟
کاربرد ستاره: برای توضیح یک کلمه در پاورقی:
خم آورد پشت دلیر جوان زمانه* بیامد نبودش توان
کاربرد پیکان : برای نشان دادن نتیجه ی ترکیب چند جزء یا تجزیه ی یک کلمه:
بن ماضی (رفت)+ (ه) صفت مفعولی
کاربرد ممیّز / : الف) برای جدا کردن روز، ماه، سال: 1/7/87
ب) برای جدا کردن مصراع های شعر: به کجا چنین شتابان / گون از نسیم پرسید
4. با مراجعه به یک روزنامه، رعایت نکردن نشانه های نگارشی، غلط های املایی و ... بررسی شود.
|